ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

قاموس سرخ واژه


خرداد سبز. خرداد سکوت. خرداد دستور آتش. خرداد عصیان گلوله بر سینه معصوم. خرداد چکیدن خون سرخ آزادگی بر سنگفرش سیاه دیکتاتوری. خرداد دریده شدن نقاب مندرس فاشیسم به دست پرتوان آگاهی. خرداد سرخ. خرداد ندای سهراب. خرداد ترنم آزادی. تردیدی نیست که واژه ها اگر بخواهند تنها در قاموس توصیف خرداد بزرگ، خرداد 88 برآیند خواهند توانست بنای یادبودی عظیم از آن بنیاد نهند. بنایی در همجواری یادبودهای مرداد 67 و تیر 78. یادبودهایی یادآور بی آبرویی استبداد. اما توصیف گری گذشته آخرین ایستگاه واژه نیست زیرا که توقف واژه ها در خاطره سازی صرف به مثابه مرگ واژه و یادبود گرفتن برای خود آن است. ایستگاه بعدی واژه خلق رویداد، خلق آینده است. واژه و رویداد در ارتباط تنگاتنگ میان هم هر دو خالق و مخلوق یکدیگرند. هر دو زنجیروار یکدیگر را خلق می کنند. خرداد 88 یک رویداد است که واژه ها را خلق می کند تا خود زنده بماند اما مرگ واژه جایی است که نتواند رویدادی را خلق کند. اگر در سه دهه استبداد به فاصله هر یک دهه رویدادی عظیم پیکر دیکتاتوری را به لرزه در می آورد و پس از آن به کنج خاطرات سپرده و در تالار یابودها بایگانی می گردد شاید و شاید و شاید تنها دلیلش نابارور بودن واژه ها در خلق رویدادها باشد. در مبارزه با استبداد اگر قلم سلاح است، واژه گلوله است. واژه هایی که برای یادبود گذشته جاری می شوند همچون گلوله های منور اند که در دل تاریکی برای لحظاتی روشنایی را به ارمغان می آورند. اما در این نبرد دیرینه با دیکتاتوری آنچه شاهد آن بوده و هستیم اینکه غالب سلسله واژه ها حکم گلوله های مشقی را دارند که نهایت هنرشان بر پا نمودن سر و صداست بی آنکه بر پیکر پلید دیکتاتوری خراشی ایجاد کنند و آنچه جایش خالی است و آنچه که فقدان محض است قاموسی رویداد آفرین از واژه هاست که همچون گلوله جنگی پیکر سیاه دیکتاتوری را می شکافد. معضل اصلی در مسیر هرگونه تغییر، خواه انقلاب خواه اصلاح، وجود همین شکاف در زنجیره ی واژه و رویداد است.