۱۳۹۰ مهر ۵, سه‌شنبه

خوب بالاخره چه بايد کرد؟

 من هم با عناوینی نظیر انقلابهای فیس بوکی و نظیر آن موافقتی ندارم زیرا معتقدم که انقلاب در خیابان شکل می گیرد و انقلاب خیابانی تنها نوع انقلاب است اما این بدان معنا نیست که نمی توان از فضاهای مجازی جهت سازماندهی استفاده نمود. در واقع می توان استفاده از فضاهای مجازی را به استفاده از شب نامه ها یا دیوارنوشته ها در دهه های گذشته تشبیه نمود که کار را بسیار ساده تر از گذشته کرده است. مسلماً معایب اینترنت و تاثیرات سوء آن قابل انکار نیست اما این امر بدان معنا هم نیست که نمی توان و یا نباید از ظرفیتهای موجود استفاده کرد.

۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

رهبر ممنوع

 مساله قابل ذکر در مورد جنبشهای جهان این است که جنبشها را همواره مردم خلق و رهبران سیاسی بر آن سوار شده اند. گاه این رهبران سیاسی جنبشها را همگام با مردم به سرمنزل مقصود رسانده اند و گاه آن را از مسیر خواست مردم منحرف و به نقطه ای بر خلاف آن هدایت کرده اند. اما در هر صورت آنچه واقعیت است، این است که در غالب جنبشهای جهان، رهبران سیاسی در پی نقش آفرینی مردم وارد عرصه شده اند. اما اینکه در حافظه ما، به غلط، شکل گیری جنبشها نیازمند ظهور رهبر است زاییده ی این امر است که ما جنبشها را به نام رهبران آنها می شناسیم و از این رو جنبشها را از نقطه ای می بینیم که رهبران سیاسی هدایت آنها را برعهده گرفته اند و نه از زمان شکل گیری آنها توسط مردم. و همین ذهنیت است که سالهای سال ما را در انتظار ظهور یک رهبر کاریزماتیک، از هرگونه حرکتی باز داشته است.