۱۳۹۰ بهمن ۱۱, سه‌شنبه

رهسپار


 (در رابطه با خودکشی محمد رهسپار پناهجوی ایرانی در آلمان، در همراهی با پناهجویان معترض ایالت بایرن)
طناب را به سقف آویزان می کنی. روی چارپایه می ایستی و ، ...، و لحظه ای بعد در فضا معلق می شوی.
تو به دور از تمامیِ چشمها _ چشم آدمی و چشم دوربین_ خود را در آغوش مرگ به رقص در می آوری.
این اصیل ترین نقش در نمایشنامه ظالمانه ی هستی است.
زمین با تمام فراخی جایی برای تو ندارد. تو با تمام تنگنا اتکایی به زمین نداری:
مرگ را بر فراز زمین به اهتزاز در می آوری تا تن به پستی زمین نداده باشی.
من ستایشگر مرگ تو نیستم، ستایشگر هیچ مرگی نیستم اما روایتگر مرگ تو هستم.
ما مرگ تو، آن سکانس ضبط ناشده را، روایت می کنیم تا سیلی ای باشد بر گوش تمام آن خوکهایی که زمین را تنگ کرده اند.
ما روایت مرگ تو را تکثیر می کنیم تا آنجا که این نقش از نمایشنامه هستی زدوده شود.
و روایت ما چیزی جز اعتراض و همگامی برای رقم زدن نمایشنامه ای انسانی نیست.
.
.

دیوارنوشته – 12 بهمن 1390
.
.
تصویر از وبلاگ شاهین شهر (+)

۲ نظر:

م.ع. امید گفت...

هستی انکار شده پناهجو / در اندوه خودکشی محمد رهسپار

http://sarbalaee.blogspot.com/2012/02/blog-post.html

از متن:
پناهجویی برزخی است که تناقضات تباهی آور گفتمان حقوق بشر و مدعیان آن را به طرز تکان دهنده ای بر ملا می سازد؛ به خصوص در جایی که «امید» ویران می شود: گفتمان حقوق بشر در حوزه سلطه بین الاذهانی کارکردی نظیر کمپ های پناهجویی در حوزه سلطه جسمانی/فیزیکی دارد، چرا که هر دو حقیقت را می پوشانند تا از بالقوه گی های پروبلماتیک شدن آن بکاهند: اولی با «قربانی محوری» (که به بهانه فوریت و تقدم موضوع «جان» موجه می نماید) روند های حقیقی مسبب وحشت و آواره گی و ستم را می پوشاند و از امر تماما سیاسی، سیاست زدایی می کند؛ دومی ننگی به نام پناهجو و در واقع ستم و تبعیضی که بر او می رود را در کمپ های دور از دسترس (همانند جزامخانه ها) از انظار اجتماع مخفی می دارد تا وجدان های معذب احیانا به تردیدی نسبت به بنیادهای بشردوستانه دموکراسی های واقعا موجود راه نبرند.

م.ع. امید گفت...

به حرکت اعتراضی پناهجویان بپیوندیم

http://tahazeinali.blogspot.com/2012/02/blog-post.html

از متن:
اما چه باید کرد؟ مسلما پاسخ، فرو خوردن خشم و تحمل ستم روزمره و مداوم نیست، از طرفی مظلوم نمایی برای جلب توجه و عنایت دیگران، در جهت کسب کمک های مقطعی "بشردوستانه" نیز در شرایط موجود تغییری ایجاد نمی کند. در برابر ستم - فارغ از زمان و مکان اعمال آن - باید ایستاد و مبارزه کرد. باید با سر دادن فریاد اعتراض، ستم پنهان شده در ژست حقوق بشری اتوریته ریاکار را تا حد ممکن عریان کرد و در جهت تغییر تلاش کرد. پناهجویی که با ترک دیار خود و مهاجرت به سرزمین متعهد به "حقوق بشر"، به جایگاهی که مد نظرش بوده دست نیافته است، باید برای ایجاد امکان زندگی در جایگاه انسانی، خود قدم بردارد.