۱۳۹۱ آذر ۲۳, پنجشنبه

به خاطر عروسکهای تو

1- به خاطر تو، به خاطر عروسکهایت به خیابان می آیم. چهارشنبه، 29 آذر، ساعت 10 صبح، مقابل اداره آموزش و پرورش (1). می آیم تا فریاد حق خواهی تو از ثروت بیکران این سرزمین باشم. می آیم تا فریادی باشم علیه تمامی بخاری های نفتی، همه ی کلاسهای کاهگلی، همه ی دیوارهای ترک خورده، همه ی مدرسه های بی اسلوب و همه ی بی عدالتی ها و بی مسئولیتها. می آیم تا به وزیر بی لیاقت بگویم که چیزی به نام انسان، چیزی به نام انسانیت، چیزی به نام مسئولیت وجود دارد که باید حرمت نگه دار آن بود. می آیم زیرا سخت باور دارم که اگر پا به خیابان نگذارم، اگر فریاد دادخواهی سر ندهم، اگر در قبال بی مسئولیتی سکوت عملی کنم، همچون وزیر در پاسداشت حرمت انسان و انسانیت و مسئولیت، بی کفایت خواهم بود، در مسئولیت ناپذیری با او همتراز و در پرپر شدن گلهای این سرزمین با او شریک جرم خواهم بود. می آیم تا دوشادوش هر آن دیگری که می آید نشان دهیم که ما همگان مسئولیم. بگوییم که "من به هیات ما زاده شدم، به هیات پرشکوه انسان، تا در بهار گیاه به تماشای رنگین کمان پروانه بنشینم ...و جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا دهم" (2).  

2- من به فراخوان 29 آذر پاسخ مثبت می دهم زیرا از پس آن نه صدای مرجعی اقتدار طلب را می شنوم و نه صدای تافته های جدا بافته از مردم را که چشم انتظارِ سوار شدن بر امواج، خود را در مقام چوپان و مردم را در جایگاه گله قلمداد می کنند. من به فراخوان 29 آذر پاسخ مثبت می دهم زیرا از پس آن صدای همنوای تمام انسانهایی را می شنوم که حس انسانیت در آنها نه تنها به درد آمده است که می خواهند از دل این درد، انسان و اعتراض را متولد کنند. من به فراخوان 29 آذر پاسخ مثبت می دهم زیرا آنرا نه دعوت عده ای از عده ای دیگر بلکه دعوت هر فرد از خودش می یابم. من به فراخوان 29 آذر پاسخ مثبت می دهم زیرا چیزی از درون من به من فراخوان می دهد و من صدای خود را همنوا با صداهای دیگر در این فراخوان میتوانم بشنوم. من به فراخوان 29 آذر پاسخ مثبت می دهم زیرا معتقدم در جایی که بی عدالتی هست انسانِ من تنها در خیابان و در اعتراض، مجال تولد و ظهور می یابد. قلم را بر زمین می گذارم و به خیابان می آیم..." به خاطر یک سرود، به خاطر یک قصه در سردترین شبها، تاریکترین شبها، به خاطر عروسکهای تو، به خاطر تو، به خاطر هر چیز پاک" (3).  

اشاره ها:
(2) و (3) "شعر" ها از احمد شاملو

پنجشنبه، 23 آذرماه 1391

هیچ نظری موجود نیست: