۱۳۹۰ مهر ۵, سه‌شنبه

خوب بالاخره چه بايد کرد؟

 من هم با عناوینی نظیر انقلابهای فیس بوکی و نظیر آن موافقتی ندارم زیرا معتقدم که انقلاب در خیابان شکل می گیرد و انقلاب خیابانی تنها نوع انقلاب است اما این بدان معنا نیست که نمی توان از فضاهای مجازی جهت سازماندهی استفاده نمود. در واقع می توان استفاده از فضاهای مجازی را به استفاده از شب نامه ها یا دیوارنوشته ها در دهه های گذشته تشبیه نمود که کار را بسیار ساده تر از گذشته کرده است. مسلماً معایب اینترنت و تاثیرات سوء آن قابل انکار نیست اما این امر بدان معنا هم نیست که نمی توان و یا نباید از ظرفیتهای موجود استفاده کرد.

۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

رهبر ممنوع


این نوشتار پاسخی است کوتاه به مطلبی با عنوان پاشنه آشیل در وبلاگ گمنامیان(اینجا). در شرایطی که در هفته ی اخیر شاهد شکل گیری اعتراضات خیابانی مردم ارومیه، تبریز و چند شهر دیگر استانهای شمال غربی ایران در اعتراض به رد طرح دو فوریتی نجات دریاچه ارومیه در مجلس شورای اسلامی ایران بوده ایم، همزمان و بنابر روال معمول و طبیعی پیرامون وقایع اعتراضی، که شاهد سیاه شدن صفحات اینترنت از خبرهای مرتبط با آن هستیم، مطالبی تحلیلی نیز در سایتهای مختلف در حال ارائه شدن است. این امر را می توان از این منظر به فال نیک گرفت که در سایه تحلیلها و نقدهای همزمان با رخداد اعتراضی، زمینه آسیب شناسی همزمان آن نیز جهت پیشبرد مطلوب تر آن می تواند فراهم آید، اما از منظر دیگر نیز می تواند بدلیل پشتوانه نداشتن تحلیلها و نقد نشدن خود نقدها و ترویج و گسترش آنها، زمینه سیر جنبشها در مسیر قهقهرا را نیز فراهم آورد. از این رو این نگارنده به نقد یکی از این نقدها و تحلیلها می پردازد. آنچه در تحلیل مختصر وبلاگ گمنامیان ارائه شده است خالی از مستندات تاریخی و بدور از واقعیات بوده و از این رو برخلاف نیت نگارنده آن که کاملاً خیرخواهانه به نظر می رسد، گمراه کننده است. مساله قابل ذکر در مورد جنبشهای جهان این است که جنبشها را همواره مردم خلق و رهبران سیاسی بر آن سوار شده اند. گاه این رهبران سیاسی جنبشها را همگام با مردم به سرمنزل مقصود رسانده اند و گاه آن را از مسیر خواست مردم منحرف و به نقطه ای بر خلاف آن هدایت کرده اند. اما در هر صورت آنچه واقعیت است، این است که در غالب جنبشهای جهان، رهبران سیاسی در پی نقش آفرینی مردم وارد عرصه شده اند. اما اینکه در حافظه ما، به غلط، شکل گیری جنبشها نیازمند ظهور رهبر است زاییده ی این امر است که ما جنبشها را به نام رهبران آنها می شناسیم و از این رو جنبشها را از نقطه ای می بینیم که رهبران سیاسی هدایت آنها را برعهده گرفته اند و نه از زمان شکل گیری آنها توسط مردم. و همین ذهنیت است که سالهای سال ما را در انتظار ظهور یک رهبر کاریزماتیک، از هرگونه حرکتی باز داشته است. حقیقت این است که غالب جنبشها توسط مردم شکل گرفته اند، آنگاه یا رهبرانی از دل جنبش ظهور کرده و هدایت آن را برعهده گرفته اند یا اینکه افرادی از بیرون خود را به عنوان رهبر بر جنبش تحمیل کرده اند. اما حالت سومی نیز صادق است! امروز ما در روزگاری زیست می کنیم که اگر اطلاعی از واقعیات جنبشهای سالهای دور جهان نداریم اما دست کم تجربه ی دیدن از راه دور جنبشهای مردمی در کشورهای تونس، مصر، لیبی، سوریه و یمن را داشته ایم و به چشم دیده ایم که این جنبشها را مردم خلق، مردم هدایت و مردم به پیروزی رسانده اند. پس زمان آن است که چشمهای خود را بشوئیم و ذهنیت کهنه خود را دگرگون سازیم. درس امروز جنبشهای عرب این است که جنبشها بر خلاف ذهنیت ما لزوماً به فرم یک هرم که مستلزم وجود رهبر در راس آن و مردم در بدنه آن  باشد، نیستند. بلکه می توانند در سرتاسر سیر حرکتی خود از لحظه ی شکل گیری تا لحظه پیروزی فرم توده ای و زنجیره ای داشته باشند که در آن هر فرد، خود هم رهبر است و هم مردم. هم اندیشنده است و هم عمل کننده. هم فرمانده است و هم سرباز. اعتراضات مردمی در شهرهای شمال غربی ایران نیز همانند اغلب اعتراضات بدون دخالت یک رهبر شکل گرفته است و بصورت خودجوش، خوداندیش و خودفعال در حال گام برداشتن به سوی جلوست. چنان که می بینیم مردم بیانیه صادر می کنند، مردم خبر رسانی می کنند، مردم وعده می گذارند، مردم به خیابان می آیند، مردم اعتراض می کنند. بنابراین در چنین شرایطی تبلیغ ذهنیت وجود لازم الامر یک رهبر در راس جنبش هم به مثابه نادیده گرفتن و هیچ انگاشتن قدرت مردمی است که جنبش را خلق کرده اند و هم  عاملی روانی است در جهت تقویت هرچه بیشتر ذهنیت و در نتیجه دست بر روی دست گذاشتن آن بخش از مردم که همچنان وجود یک رهبر در راس جنبش را لازم می دانند. از این رو علت عدم توفیق جنبشها در ایران و پاشنه آشیل آنها، بر خلاف نظر نگارنده وبلاگ گمنامیان، نه تنها فقدان رهبر نیست، بلکه اتکای بیجای ما به وجود رهبر و انتظار بیهوده ی ما برای ظهور و نقش آفرینی رهبر است.
.

پ.ن- بدلیل عدم فعال بودن این نگارنده در سایتهایی نظیر بالاترین از سایر خوانندگان بویژه نگارنده محترم وبلاگ گمنامیان خواهشمندم این نوشته را در سایتهایی نظیر بالاترین به اشتراک بگذارند.